تبليغاتX
سمیرمی
باز هم اول مهر آمده بود
و معلم آرام
اسم ها را مي خواند:
- اصغر پور حسين!
پاسخ آمد:
- حاضر
- قاسم هاشميان!
پاسخ آمد:
- حاضر
- اكبر ليلا زاد
پاسخش را كسي از جمع نداد
بار ديگر هم خواند:
- اكبر ليلا زاد

پاسخش را كسي از جمع نداد 
همه ساكت بوديم
جاي او اين جا بود
اينك اما، تنها
يك سبد لاله سرخ
در كنار ما بود
لحظه اي بعد، معلم سبد گل را ديد
شانه هايش لرزيد
همه ساكت بوديم
ناگهان در دل خود زمزمه اي حس كرديم
غنچه اي در دل ما مي جوشيد
گل فرياد شكفت
همه پاسخ داديم:
- حاضر!
ما همه اكبر ليلا زاديم!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 13:40  توسط   |