تبليغاتX
سمیرمی

یکم:

من موجودی هستم 
ماقبل تاریخی
نظیر یکی از ماموت های پشمالو
یا یکی از خزندگان بی تناسب  
دوران دوم
ولی امید دارم نژاد من 
از بین نرود
زیرا تاریخ
همیشه به موجودات ماقبل تاریخ
احتیاج دارد
(بیژن جلالی)

دوم:

به حتم می دانید که چقدر دوستتان دارم و خوب می دانم که بی شما هیچ جشنی دلچسب نیست.  از پیغامهای تبریکتان ممنونم و امید که به لطف شامل و خلق کریم بر من ببخشایید.

زانجا که لطف شامل و خلق کریم توست   جرم نکرده عفو کن و ماجرا مپرس

سوم:

 آن قدیم ها در محله ما مردی بود گاوچران به نام عوض. هنوز هم هست ولی نمی دانم الان چه کار می کند. یک گاوچران دیگر هم بود به نام اردشیر که مردم صدایش می زدند اردی.  هنوز هم او اردی است اما فکر نمی کنم او دیگر گاو چران باشد. اصلا گمان نمی کنم دیگر گاوی را در آن شهر به چرا ببرند. اردی کر و لال بود و فقط می توانست گاو چران باشد. کار دیگری نمی کرد. اما عوض گاهی نقش یابنده اشیاء و اموال گمشده را نیز بازی می کرد. اکثر سمیرمی ها صدای عوض را در نیمه شب های آن سالها شنیده اند که گویا در کوچه ها می دوید و فریاد می زد: " اوووووی-- هر کی یه گوساله دیده خیر ببینه-- اوووووی"

نمی دانم چرا حضور سراسیمه هومان در وبلاگستان مرا به یاد آن روزها انداخت. شاید چون خیلی سمیرمی است و شاید چون آنقدر گشت تا پیدایمان کرد. آب اسپیدش ولی شیرین و خواندنی است.

چهارم:

در میان کارگردانهای آثار طنز رضا عطاران را بیشتر از همه دوست دارم. حوصله و فرصت نوشتن دلایلم را ندارم اما این کار آخرینش - بزنگاه- علی رغم انتقادات فراوان نمایش بسیار تاثیر گذاری است از وضعیت فعلی ایران.  آن خانه آن باغچه و آن گربه شاید ایران ماست که فروخته شده و پولش معلوم نیست کجاست. همه بگونه ای بیکارند. معلوم نیست از کجا می خورند و حتی پول تریاکشان از کجا می آید. همه معتادند. نشانگذاری یک نفر بدبخت هم به عنوان معتاد فقط برای سالم نشان دادن خودشان است. بچه هایشان فرزند طلاق است. حسابشان خالی است و صاحب خانه شان حاجی خوش اخلاقی که پول دارد و .... گربه ای که باید بگوید تریاک دوست ندارد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 16:25  توسط   |