آبی بود به شیرینی عیدی٬ حاصل بیابانگردی من و رضا و فاطمه و لیلا و زهره.

سبز است در و دشت بیا تا نگذاریم دست از سر آبی که جهان جمله بر آب است

به چشم شبنم این بوستان گل افتاده است
این شعر مریم اسدی چه سادگی دلچسبی دارد!.......
به زانو می افتم. ترسیده ام. دیوانه ام می کند این شیخ و همه دو سالی از من بزرگتر است. می آید در آغوشم می گیرد که آخر سرد نیا و برف نیا. تلخی مکن شگرف آ. دستم می لرزد. دلم هم. در را که باز می کند از آن ته صدای نعره مولانا را می شنوم که:
یک خانه پر ز مستان٬ مستان نو رسیدند
در جهان و در میان مردمان مختلف که میگشتم "بسیار چیزها میدیدم که پیش ما سخیف و رکیک است، ولی اقوام بزرگ دیگر آنها را میپذیرند و معمول میدارند. و از این رو عبرت میگرفتم، که عقاید و ملکاتی را که فقط از راه انس و عادت پیدا کردهام، چندان مسلم نپندارم، و از این راه کمکم بسیاری از اشتباهات را از خود دور میکردم که روشنی طبیعی ذهن را مایهی تیرگی است و مانع از آن است که شخص به درستی تعقل نماید." (گفتار در روش.... دکارت)
نوشته های محمدرضا نیکفر٬ فیلسوف ایرانی ساکن آلمان٬ همیشه خواندنی و آموختنی هستند. سادگی٬ استواری و دقت نوشته های ایشان همواره ستودنی است. نوشته های اخیرش درباره تفکر انتقادی در اندیشه زمانه ولی سادگی مبارکی دارند. لینک این بخش از رادیو زمانه را هم افزوده ام.